معين الدين محمد زمچى اسفزارى
383
روضات الجنات في اوصاف مدينه هرات ( فارسى )
بن على وكيل عباس ، پس از آن عزيز بن « 1 » السرى بن معاذ الشيبانى ، پس محمد بن نوح ، پس حسين عبد إله ، پس از آن يعقوب بن الليث در سنهء ست و خمسين و مائتين از سيستان بيرون آمد و داود بن منصور العادل را بايالت هرات و توابع فرستاد ، و داود هم درين سال وفات يافت ، و برادر خود عباس را خليفه كرد ، بعد از آن عزيز ابن السرى بيامد ، « 2 » پس احزم بن سيف ، پس از آن طاهر بن حفص بر هرات مستولى شد و بجنگ معمر بن مسلم رفت و كشته شد ، پس معمر بن مسلم بر هرات استيلا يافت و هرون بن عباس بن عبد إله طاهر را خليفه كرد ، پس محمد بن نوح « 3 » والى شد ، پس عمرو بن ليث در سنهء ستين و مائتين كه برادر او يعقوب در اهواز « 4 » وفات يافته بود و عمرو قايممقام او گشته على بن حسن الدرهمى را « 5 » خليفه كرد ، و عمرو بسيستان رفت در سنهء سبع و ستين و مائتين ، پس بحر بن الاحنف خليفهء احمد بن عبد إله الخجستانى بهرات آمد ، بعد از آن عمرو بن عماره والى شد ، پس يوسف بن معيد ، پس ناگاه رافع بن هرثمه از مرو بهرات آمد و يوسف را بگرفت و ابو حفص احمد بن محمد را خليفه ساخت ، « 6 » ( بعده شادان والى خراسان شد كه خليفهء عمرو بن ليث بود در نشابور ، ) و عمرو « 7 » در سنهء سبع و ثمانين « 8 » و مائتين ببلخ رفت . و درين سال اسمعيل بن احمد السامانى عمرو را بشكست و بكشت .
--> ( 1 ) - مك : عزيز بن معاذ . مج : عزيز بن السرى بن معاذ . ( 2 ) - مج : بيامد پس احزم . مك : بيلمد احزم . ( 3 ) - در نسخههاى مج ، مك بعد از كلمه ( ابن ) نام پدر محذوف است . پا : محمد بن نوح والى . ( 4 ) - يعقوب ليث در شهر جنديشاپور خوزستان در « روز دوشنبه ده روز مانده از شوال سنه خمس و ستين و مائتين فرمان يافت » ( تاريخ سيستان ص 233 ) . و گور او هنوز در محل خرابههاى شهر جنديشابور - كه اكنون كشتزارى است موسوم به « شاهآباد » - موجود و كشاورزان آن ناحيه او را شاه ابو القاسم مينامند . ( 5 ) - مج : الدرهمى خليفه . مك : الدرهمى را خليفه . ( 6 ) - عبارت : ( بعده شادان والى خراسان شد كه خليفهء عمر بن ليث بود در نشابور ) از زيادات مك مىباشد . ( 7 ) - كلمهء ( عمرو ) از زيادات مك است . ( 8 ) - مج : و مائتين . مك : اين كلمه را ندارد .